‏نمایش پست‌ها با برچسب رهبر ایران. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب رهبر ایران. نمایش همه پست‌ها

کاریکاتور هفته



پاسخ علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی به انتقادات محمدجواد ظریف از مداخلات سپاه قدس و قاسم سلیمانی، فرمانده پیشین آن، در دیپلماسی و سیاست خارجی کشور تند و صریح بود. خامنه‌ای تاکید کرد که "نیروی قدس بزرگ‌ترین عامل مؤثر جلوگیری از دیپلماسی انفعالی در غرب آسیا است و نباید به‌گونه‌ای سخن گفت که حرف‌های بیگانگان را به اذهان متبادر کند."

خامنه‌ای از یک‌سو نشان داد که مرکز واقعی قدرت و تصمیم‌گیری‌های کلان در ایران کجاست و از سوی دیگر ظریف را به تکرار حرف‌های بیگانگان و آمریکا متهم کرد و از اعتبار او کاست.

واکنش خامنه‌ای و نحوه برخورد او به کارگزاران دولتی موضوع کاریکاتور این هفته مانا نیستانی برای دویچه وله فارسی است.

بلینکن درباره انتخابات آتی ایران: رویکرد جمهوری اسلامی را رهبر تعیین می‌کند



آنتونی بلینکن، وزیر خارجه آمریکا، روز سه‌شنبه ۱۴ اردیبهشت در خصوص تاثیر انتخابات ریاست‌جمهوری آینده در ایران بر روند مذاکرات هسته‌ای گفت که رهبر جمهوری اسلامی تعیین‌کننده رویکرد و خط‌مشی‌های اصلی ایران است.

واکنش ظریف به انتقاد خامنه‌ای از سخنانش در "مصاحبه جنجالی"

 وزیر خارجه در پیام کوتاهی از این که برخی سخنانش درباره قاسم سلیمانی "اسباب تکدر خاطر" خامنه‌ای شده ابراز تاسف کرد. خامنه‌ای اظهارات ظریف را "مایه تاسف" خواند و به او یادآور شد که وزارت خارجه فقط مجری سیاست خارجی است.

پشت پرده ماجرای ورود و تزریق اختصاصی واکسن_فایزر به سران حکومت!!




بنا بر اعلام یک منبع موثق، در مهرماه سال گذشته، نمایندگی ایران در سازمان ملل با واسطه بنیاد علوی آمریکا و تائید درخواست از سوی صلیب سرخ جهانی، از شرکت فایزر درخواست خرید واکسن نمود.

کاریکاتور هفته




علی خامنه‌ای در سخنان نوروزی خود با ابراز نگرانی از این که "فضای مجازی در ایران ول شده" تاکید کرد که این فضا را نباید "در اختیار دشمن قرار داد". برخی از نمایندگان مجلس نیز مانند محمود نبویان و محمدصالح جوکار در روزهای اخیر به صراحت گفته‌اند که جمهوری اسلامی امیدوار است در چارچوب توافق جدید با چین سلطه خود را بر فضای مجازی محکم‌تر کند. این سخنان دستمایه مانا نیستانی در کاریکاتور هفته شده است.

اتحادیه اروپا فرماندهان سپاه، بسیج و پلیس را به‌دلیل سرکوب اعتراضات ۹۸ تحریم کرد



اتحادیه اروپا روز دوشنبه ۲۳ فروردین اعلام کرد که شش فرمانده ارشد نظامی، دو مقام امنیتی و سه زندان ایران را به اتهام نقض حقوق بشر و سرکوب اعتراضات آبان ۹۸ به فهرست تحریم‌های خود اضافه کرده است.

درخواست ۳۰۰ فعال دانشگاهی و مدنی از بایدن برای تداوم «سیاست قاطع» در قبال حکومت ایران



۳۰۰ فعال دانشگاهی و مدنی ایرانی مقیم آمریکا چهارشنبه در نامه‌ای به جو بایدن، رئیس جمهوری ایالات متحده خواستار تداوم «سیاست قاطع» در قبال حکومت ایران شدند.

«کمیته متخصصین ایرانی برای سیاست در قبال ایران» در بیانیه‌ای می‌گوید این فعالان دانشگاهی و مدنی ایرانی در نامه خود با اشاره «ابعاد شرورانه» حکومت جمهوری اسلامی و «کارنامه حقوق بشر» این حکومت «در سرکوب مخالفان» در داخل و خارج کشور، خواستار حمایت «قوی و فوری» رئیس جمهوری آمریکا از «آرمان مردم ایران برای یک جمهوری سکولار، دموکراتیک و غیر اتمی شدند.»

این نامه همزمان با دور نخست مذاکرات غیر مستقیم ایران و آمریکا با حضور کشورهای عضو توافق هسته‌ای برجام با هدف رفع تحریم‌های ایران و بازگشت این کشور به تعهدات هسته‌ای خود در چارچوب این توافق در وین منتشر شده است.

امضا کنندگان این نامه در ادامه از رئیس جمهوری آمریکا خواسته‌اند که «هیچ تحریمی» را لغو نکند و «امتیازی» به حکومت جمهوری اسلامی ندهد، مگر این‌که این حکومت «به صورتی قابل راستی‌آزمایی به نقض حقوق بشر در ایران، تروریسم در خارج کشور و حمایت مخربانه از گروه نیابتی خود در منطقه دست بردارد.»

کاظم کازرونیان، استاد دانشگاه کانتیکت و یکی از گردانندگان اصلی این نامه به رادیو فردا گفته است، با توجه به تحولاتی که در ایران صورت می‌گیرد و با توجه به این که رئیس جمهوری بایدن دست اندرکار شکل دادن به سیاست خودش با ایران است ما می‌خواستیم واقعیت‌های داخل ایران و به خصوص مردم ایران که توسط حکومت سرکوب می‌شوند صدایشان را به به رئیس جمهوری (آمریکا) برسانیم.

شگردهای اتاق‌های فکر جمهوری اسلامی در زمینه انتشار اسناد جعلی

 جمهوری اسلامی به عنوان حکومتی اقتدارگرا از شفافیت و بیان حقایق گریزان است و نهادهای امنیتی آن به شکل سیستماتیک به تولید و نشر اخبار جعلی می‌پردازند. ایرج مصداقی، تحلیلگر سیاسی، نگاهی به ترفندهای حکومت در این زمینه دارد.

سند همکاری ۲۵ ساله ایران و چین امضا شد

 بی بی سی: سند همکاری ۲۵ ساله ایران و چین امضا شد. این سند در جریان دیدار وانگ یی، وزیر امور خارجه چین و محمد جواد ظریف، همتای ایرانی‌اش در تهران به امضا رسید.


وزیر خارجه چین که به دعوت همتای ایرانی به تهران سفر کرده است، صبح امروز ابتدا با حسن روحانی، رئیس جمهوری و علی لاریجانی مشاور آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر ایران دیدار کرد.

با وجود آن که وزارت امور خارجه ایران مسئول رسمی هماهنگی درباره این سند معرفی شده اما گفته شد که علی لاریجانی، مشاور آیت‌الله خامنه‌ای و رئیس پیشین مجلس نقش اصلی را در مذاکرات مربوط به این سند ایفا کرده است.

به گزارش خبرگزاری دولتی ایران (ایرنا) در دیدار وزیر امور خارجه چین با آقای لاریجانی دو طرف "بر بسط همه جانبه روابط مبتنی بر مشارکت جامع راهبردی تاکید کردند."

انتشار خبر تهیه سند همکاری بلند مدت بین ایران و چین اوایل تابستان خبرساز شد و انتقادهای زیادی را به دنبال داشت.

منتقدان این سند را با قراردادهایی مانند "ترکمانچای" مقایسه و از دادن امتیازات بیش از حد به چین در وضعیتی که ایران با تحریم‌های آمریکا روبرو است، ابراز نگرانی کردند.

اوایل تیرماه محمود احمدی‌نژاد، رئیس جمهوری پیشین ایران، درباره قرارداد ۲۵ ساله "پنهان" و "دور از چشم ملت ایران" با یک کشور خارجی هشدار داد و گفت که "ملت ایران آن را به رسمیت نخواهد شناخت."

اما وزارت امور خارجه سند همکاری ایران و چین را "افتخارآمیز و به نفع روابط راهبردی دو کشور " توصیف کرد.

از آن زمان مقام‌های حکومتی همواره از این سند که ابهامات زیادی درباره آن مطرح شده دفاع کرده‌‌اند.

مفاد سند چیست؟

دولت ایران و چین درباره جزئیات این سند سخن نگفته‌اند.

پیشتر علی آقامحمدی، رئیس گروه اقتصادی دفتر آیت‌الله خامنه‌ای در گفت‌وگویی با تلویزیون دولتی ایران دامنه همکاری‌ها گفته بود این همکاری ۲۵ ساله "در همه حوزه‌های برنامه‌ریزی اقتصادی از جمله نفت و گاز، صنایع الکترونیک، حوزه‌های دانش بنیان و غیره است."

ترولیوم اکونومیست که رسانه‌‌ای تحلیلی در حوزه انرژی است ۱۲ شهریور پارسال نوشت قرار است چین ۲۸۰ میلیارد دلار در صنایع نفت و گاز و ۱۲۰ میلیارد دلار در صنعت حمل و نقل ایران سرمایه‌گذاری کند. به نوشته این نشریه، این سرمایه‌گذاری همراه با تخفیف در خرید نفت بود، در اجرای طرح‌های توسعه به چین اولویت می‌داد و امکان حضور پنج هزار نیروی امنیتی چین در خاک ایران را فراهم می‌کرد.

بر اساس این گزارش که با تکذیب محمد جواد ظریف همراه شد، چین در خرید نفت، گاز و محصولات پتروشیمی از تخفیفی تا ۳۲ درصد برخوردار می‌شود و دو سال حق دیرکرد در پرداخت را خواهد داشت.

پروژه‌ی محمد خاتمی برای «غذرخواهی از مردم»

محمد خاتمی این بار هم پا به میدان گذاشه است تا شاید بتواند ضمن پادرمیانی بین حکومت و توده‌های ناراضی مردم، اسلام سیاسی روح‌الله خمینی را از مهلکه وارهاند. ولی در نگاه او اجرای چنین پروژه‌ای چندان هم مشکل به نظر نمی‌رسد. چون برای عملیاتی شدن آن تنها لازم است که کارگزاران بالادستی حکومت از شهروندان کشور عذرخواهی به عمل آورند. بدون تردید در نگاه متوهم خاتمی، اجرای همین پروژه‌ی عذرخواهی سرانجام شرایطی را برخواهد انگیخت که لابد اسلام سیاسی جمهوری اسلامی برای همیشه از سوی مخالفان خود واکسینه شود. آن‌وقت خیلی راحت پلوی آشتی‌کنان در اندرونی نظام بار می‌گذارند تا همگی از نو بیشتر بلافند و بهتر بچاپند.

ساده‌لوحانی چون محمد خاتمی به طبع در الگویی از خویش، مردم را هم ساده‌لوح می‌خواهند. ولی پیش از خاتمی چنین پروژه‌ای را شاه نیز به کار گرفت. درواقع پروژه‌ی آشتی‌کنان سیاسی را باید از پیش به نام "اعلیحضرت همایونی" نوشت. اعلیحضرت حتا در این راه ذوق به ظاهر جامعه‌شناسانه و عالمانه‌ی امثال احسان نراقی را هم به همراه داشت. چنان‌که ضمن کشتار عمومی خود در انقلاب بهمن ماه ۵۷ خیلی ساده‌لوحانه و عادی فریاد برآورد که "صدای پای انقلاب" مردم را شنیده است. بدون شک او از ته دل باور داشت که مردم این عذرخواهی را سرآخر خواهند پذیرفت. اما هرگز چنین اتفاقی نیافت. انقلاب پدیده‌ای طبیعی بود که شاه و اطرافیان جامعه شناس او خیلی سطحی‌نگرانه از درک و فهم آن جا ماندند. هم‌چنان که امروزه نیز محمد خاتمی و امثال او از درک و فهم جریان‌های قانونمندی که در کالبد جامعه جان میگیرند، کنار مانده‌اند.

گفتنی است که محمد خاتمی از روشن‌بینی کافی برای شناخت آن‌چه که جمهوری اسلامی بر سر توده‌های مردم می‌آورد، هیچ بهره‌ای ندارد. چون کارگزاران این حکومت فقط راهکارهای نامردمی رژیم شاه را در تضییع حقوق شهروندی شهروندان کشور ارتقا بخشیده‌اند. چنان‌که خاتمی نیز از راه تضییع حقوق شهروندی مردم توانست به اندرونی بسته و خودانگارانه‌ی قدرت در جمهوری اسلامی راه بیابد. او بدون شک قدرت خود را از نادیده انگاشتن حقوق طبیعی و بدیهی توده‌های وسیعی از مردم به دست آورد تا آن‌که در دایره‌ی بسته‌ای از حکومتیان توانست بر کرسی ریاست جمهوری نظام بنشیند. اکنون هم بنا ندارد که بر این حلقه‌ی بسته و خودمانی ضربه‌ای کاری واردشود. بلکه در نگاه او قرار است ضمن عذرخواهی بالادستی‌های حکومت شکاف پیش آمده بین مردم و حکومتیان از نو ترمیم و لاپوشانی گردد.

از سویی محمد خاتمی معنا و مفهوم عذرخواهی را نیز به نیکی نمی‌فهمد. او در الگویی از کلیت نظام نمی‌تواند بفهمد که مردم ضمن زندگی اجتماعی خود، عذرخواهی از همدیگر را در کجاها به کار می‌بندند. چون در جامعه هنجارهای عذرخواهانه را تنها در جاهایی لازم می‌شمارند که حق و حقوقی از طرف مقابل ضایع نگردد.

اما دوستان محمد خاتمی در حکومت ظرف چهل و دو سال به طور مکرر و مداوم فاجعه‌هایی را برای مردم آفریده‌اند که این فاجعه‌ها هرگز به همین آسانی قابل ترمیم نخواهد بود. گفتنی است که حکومتیان در همین فجایع عمومی قریب پنج میلیون نفر از شهروندان کشور را به مهاجرت همیشگی مجبور کردند. در جنگ ایران و عراق هم همین گروه بسته از حکومتیان صدها شهر و آبادی را به ویرانی کشاندند. حتا در اقدامی غیر انسانی و نادر به قتل عام زندانیان سیاسی روی آوردند. تازه، زنان جامعه را هم بیش از مردان از دستیابی به حقوق اجتماعی خویش محروم کردند. چون احزاب سیاسی و تریبون‌های آزاد سیاسی را یک به یک از جامعه ورچیدند تا ادامه‌ی حکومت برای دوستان محمد خاتمی ممکن گردد. هم‌چنین چهارصد میلیارد دلار از ثروت عمومی را فقط در پروژههای هستهای خود به باد دادند. حتا ضمن مداخله در کشورهای منطقه صدها میلیارد دلار از دلارهای مردم را آتش زدند. پیداست که محمد خاتمی نیز همانند همه‌ی مردان سیاسی جمهوری اسلامی از این پروندهی نامردمی سهم می‌برد.

محمد خاتمی خوب میفهمد درهای که بین مردم و کارگزاران بالادستی حکومت پا گرفته است هرگز به همین آسانی‌ها ترمیم نخواهد شد. مگر با عذرخواهی می‌توان کشتار مداوم و همیشگی زندانیان سیاسی کشور را نادیده انگاشت. چون اکنون بیش از هر زمانی خانواده‌های این کشتارهای عمومی به شناخت قاتل یا قاتلان فرزندان خویش پا می‌فشارند. خاتمی حتا چشمان خود را به کشتارهای نامردمی سال هشتاد و هشت بست. کشتارهای خیابانی سال نود و شش را هم در جایی به حساب نیاورد. حتا خیلی راحت و آسوده، قتل عام خیابانی آبان‌ماه نود و هشت را نیز نادیده گرفت. با این امید که شاید دوستان او در جبهه‌ی وارفته‌ی اصلاحات از نو بتوانند به کرسی ریاست جمهوری و کرسی‌هایی از مجلس دست بیابند. ولی او اینک زمانی پای پروژه‌ی عذرخواهی را به پیش می‌کشد که تمامی راه‌ها را به روی اصلاح‌طلبان درون- حکومتی بسته می‌بیند.

موضوع عذرخواهی از مردم را چند ماهی پیش از این، محمود امجد از آیت‌الله‌های حکومتی پیش کشیده بود. ولی او انتظار داشت که رهبر خودفرموده‌ی حکومت از مردم به خاطر رفتارهای لابد خلاف شرع خویش عذر بخواهد. در نگاه محمود امجد نیز آسیب‌های پیش‌آمده فقط با همین عذرخواهی خشک و خالی به اتمام می‌رسید. اما اکنون محمد خاتمی از عذرخواهی همه‌ی بالادستی‌ها سخن می‌گوید. با این تفاوت که او داتنسته و آگاهانه از مطرح کردن عذرخواهی رهبر واهمه دارد. در نتیجه پای عذرخواهی تمامی مردان بالادستی جمهوری اسلامی را پیش می‌کشد. شکی نیست که رهبر یال و کوپالش را دیگر برای همیشه از دست داده است. اطرافیانش هم که زمانی به سویش کرنش می‌بردند دیگر فهمیده‌اند او را در پوستینی از شیر فقط برای ساده‌لوحانی چون محمد خاتمی و محمود امجد به نمایش گذاشته‌اند. گفتنی است که محمود امجد همان آیت‌اللهی است پیش از اعتراض خود، سال‌های سال به فرزندان رهبر جمهوری اسلامی درس اخلاق می‌آموخت. اما اکنون آموزش اخلاق نظری را بدون پوشش اخلاق عملی، کاری عبث می‌یابد.

ناگفته نماند که پیشنهاد محمد خاتمی اصلاح‌طلبان درونی حکومت را در موضع سیاسی جدیدی قرار داده است. به طبع گروه‌هایی هرچند ناهمگون از اطرافیان او از اتخاذ چنین شیوه‌ای خوشحال به نظر می‌رسند. چون باور دارند که چنین واگویه‌هایی سرآخر آبرویی برای ایشان بین کنشگران جامعه فراهم خواهد دید. چون اصلاح‌طلبان پایین دستی حکومت از مدت‌ها پیش سکوت دوستان بالادستی خود را برمی‌تافتند و انتظار داشتند که رهبران ایشان در طرح خواست‌ها و مطالبات مردم عادی لب به سخن بگشایند. آنان ماندگاری در کنار مردم را رمز بقای اصلاح‌طلبی می‌پندارند. چنان‌که صلاح کار را در آن می‌بینند که در رویارویی حکومت با توده‌های عادی مردم همواره در کنار مردم قرار بگیرند. اما خاتمی چنان می‌پندارد که ضمن سکوت خود در قبال کشتارهای خیابانی مردم خواهد توانست به دوستی گروه اصلاح‌طلبان با نظام یاری برساند. کاری که هرگز محقق نشد و نتیجه‌ی آن نیز با موضع‌گیری اخیر محمد خاتمی بهتر آشکار شد.

گروه‌هایی از اصلاح‌طلبان همیشه با تحمیل محمد خاتمی به جنبش اصلاح‌طلبی سازگاری نداشته‌اند. ولی بین این گروه از مخالفان محمد خاتمی هرگز اتحاد عمل اثرگذاری به چشم نمی‌آید. چنان‌که کارگزاران سازندگی از همان ابتدا راه و شیوه‌ی مستقل‌تری را از خاتمی به پیش می‌برد و در سویه‌ای دیگر از آن هم، حزب اعتماد ملی تلاش می‌ورزد تا راهکارهای سیاسی آزادانه‌تری را از همراهان خاتمی به اجرا بگذارد. در واقع محمد خاتمی و افرادی همانند محمدرضا عارف از بیرون تشکل‌های اصلاح‌طلبی بر ایشان تحمیل می‌گردد که به سهم خود انتقادهایی را نیز بین گروه‌های نه چندان همسوی اصلاح‌طلبان بر جای می‌گذارد. این موضوع در حالی اتفاق می‌افتد که اصولگرایان حکومت نیز همانند اصلاح‌طلبان نظام، از آشفتگی و وارفتگی درونی خویش رنج می‌برند. به طبع با نزدیک شدن انتخابات شکاف‌هایی از این دست عمق بیشتری خواهد گرفت. در گستره‌ی همین شکاف‌های درونی است که مدعیان قدرت نیز هر چه بیشتر به افشاگری همدیگر روی خواهند آورد. چنین موضوعی در شرایطی اتفاق می‌افتد که مردم عادی برای همیشه پایشان از پروژه‌ی انتخابات‌های درون حکومتی جمهوری اسلامی پس کشیده‌اند. چنانکه دیگر حاضر نمی‌شوند بین گزینه‌هایی از بد و بدتر به گزینه‌ی وامانده‌ای از بد هم گردن بگذارند.

تحلیل صحبت های رهبرایران در آغاز سال 1400، رهبری که سال ها درخواب به سر می برد!

خامنه ای امروز در سخنرانی خود به مناسبت فرارسیدن سال نو گفت: وارد سال ۱۴۰۰ شدیم و با نگاه عرفی وقتی نگاه می‌کنیم این ورود در قرن جدید محسوب می‌شود. یک مقایسه کوچک و پرمعنا با هنگام ورود کشور در قرن قبلی یعنی ۱۳۰۰ اگر بخواهیم بکنیم، آن موقع آغاز دیکتاتوری رضاخان بود و حالا آغاز قرن جدید در سال ۱۴۰۰ همراه با انتخابات است. یعنی حکمرانی مبتنی بر اتکا به نفس و اعتماد به نفس ملی. ما ورودمان در این قرن یک تفاوت به این مهمی دارد.

خامنه‌ای در باره انتخابات ریاست جمهوری گفت: این که بعضی‌ها می‌گویند رئیس‌جمهور اختیاراتی ندارد یا رئیس جمهور تدارکات چی است … این‌ها همه‌اش خلاف واقع است. یا از روی بی‌مسئولیتی گفته می‌شود یا از روی بی‌اطلاعی یا خدای‌نکرده غرض‌ورزی در کار است. ببینند رای من با یک فرد ۱۶ ساله یکی است!

خامنه ای در ادامه گفت: هرکس به دنبال سعادت کشور (نظام) است، رئیس‌جمهوری با این شاخصه‌ها انتخاب کند. از جمله دارای عملکرد انقلابی و جهادی باشد یعنی با عملکرد اتوکشیده و این‌ها (روحانی) نمی‌شود کار کرد برای یک کشوری با این همه مسائل اساسی که در کشور وجود دارد. به توانمندی‌های داخلی معتقد باشد. امیدوار باشد، آدم مایوس و بدبین و با نگاه تلخ به آینده و تاریک به آینده نباشد.

خامنه ای گفت: فضای مجازی هم در یک جاهایی ول است. همه کشورهای دنیا فضای مجازیشان را مدیریت می کنند ولی ما افتخار میکنیم که آن را ول کردیم! … از این فضا استفاده می کند دشمن که با شیوه‌های روانی مشارکت مردم را در انتخابات کاهش دهد.

خامنه ای در باره برجام هم گفت: فشار حداکثری آمریکا در زمان آن احمق قبلی شکست خورد و در دوره این‌ها هم شکست می‌خورد. این‌ها (دولت بایدن) هم گم و گور می‌شوند و می‌روند. سیاست برجامی کشور صریحا اعلام شده و از این سیاست هیچ تخطی نباید کرد. قول امریکاییان را معتبر نمی‌دانیم؛ باید در عمل تحریم‌ها را برگردانند. ما در قضیه برجام عجله کردیم و نباید عجله می‌کردیم.

خامنه ای در باره برنامه موشکی هم گفت: بخش‌های دفاعی روزبه روز درخشان‌تر می‌شود، تولیدات دفاعی ضریب امنیت را بالا می‌برد و این بسیار مهم است.

خامنه ای در باره اقتصاد کشور هم گفت: اقتصاددانان معروف و در واقع درجه یک دنیا می‌گویند که اقتصاد ایران در میان اقتصاد‌های برتر دنیا در رتبه هجدهم است. آن‌ها می‌گویند اگر ​ظرفیت‌های استفاده‌نشده ایران، استفاده بشود اقتصاد ایران شش رتبه بالاتر می‌آید و به رتبه دوازدهم می‌رسد.

خامنه ای در باره تحریم ها هم گفت: تحریم برای کشور ما یک منافعی داشت که تهدید را به فرصت تبدیل کرد. در مقابله با تحریم دو راه می‌توانیم داشته باشیم یکی اینکه به سراغ تحریم کننده برویم و خواهش کنیم که راه ذلت است و دوم فعال کردن نیرو‌های داخلی خود و تولید کالا‌های تحریمی است که ملت ایران راه دوم را انتخاب کرده است. 

رهبر به ظاهر دلسوز !

 امروز خبری خواندم که سرلشگر حسین سلامی به جمعی از خبرنگاران گفته بود: مقام معظم رهبری برای رسیدگی به زلزله زدگان دنا دستور ویژه دادند. 

خبری بسیار خنده دار از چند جهت : اول، چرا الان باید مقام به اصطلاح رهبری دستور بدهند؟ ماه ها  از زلزله گذشته است و ایشان تازه به فکر زلزله زدگان افتاده اند؟ 

دوم، هنوز بیشتر از نیمی از زلزله زدگان سر پل ذهاب پس از گذشت بیشتر از دو سال هنوز در بدترین شرایط و در کانکس زندگی میکنند، چرا ایشان برای آن ها چاره ای نمی‌اندیشند ؟ 

و در آخر ایشان که به اصطلاح به تمامی امور کشور آگاه هستند، چرا برای دیگر مشکلات سکوت میکنند، چرا از گرانی و مشکلات معیشتی مردم حرفی  نمیزنند؟ 

این ها تنها اندکی از سوالاتی است که در ذهن مردم میگذرد و در آخر میتوان نتیجه گرفت که خبری که از سایت های خبری وابسته به رژیم منتشر شده است، میخواهد به مردم القا کند که شخص اول مملکت آگاه و دلسوز است اما دیگر مردم ایران فریب این گونه خبر ها را نمیخورند ، زیرا میدانند اگر چه ایشان شاید آگاه باشند اما هرگز دلسوز نبوده اند.

خودکشی یک نوجوان ۱۷ ساله در روانسر

    شامگاه پنجشنبه ۱۷ شهریور، یک نوجوان ۱۷ ساله در شهرستان روانسر از طریق حلق آویز کردن دست به خودکشی زده و به زندگی خود پایان داد.